امروز در فرهنگ واژگانی هنر ایرانی ، واژه هایی که بیش از همه عناوین خط مشی دهنده و تعیین کننده شباهت ها و تفاوت ها به شمار می روند، اطلاق هایی کلی ، تعریف نشده و سر بسته اند که شاید صرفا بنا به ادبیات رایج ژورنالیستی و پیروی از گفتارها و نقل قولهای کلی گویانه مطنطن مسئولین یا منتقدین با سابقه و فره مند ، به جریان شناسی و آسیب شناسی رشته های مختلف هنری وصله شده اند .
بنابراین عرف ، زمانی که بخواهیم نقدی بر روند شعر و ادبیات مذهب محور و تاریخ گرای متکی بر نمادهای دینی ارائه نماییم ، همچنان مقید به استفاده از کلماتی همچون" آسیب شناسی شعر دینی " یا " دین و مذهب در شعر معاصر " هستیم .
عدم پیشروی و همگامی ادبیات دینی و مذهبی با جریانات تکنیکی روز ، اگر جدای از آوانگار دیسم، به سنت شکنی " محتوایی " و " مضمونی" تعبیر شود، به زودی جایگاه عمیق و با اهمیت خود را از دست داده و گسستی ناگزیر را میان نسل پرفروغ شعرای مذهبی اصولگرا با جوانان متعهد اما دارای روحیه جوانانه سنت گریزی " زبانی " و ساختار شکنی و گریزاز حریم ها و چارچوب های تعیین شده " روایی " پدید خواهد آورد .